سيد علي اكبر قرشي

1098

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

گذشت ، منظور از « هذا البطن » خود امام عليه السلام است و نيز آنجا كه به معاويه مى نويسد : « و لكن ليس اميّة كهاشم و لا حرب كعبد المطلب و لا ابو سفيان كابى طالب » نامهء 17 375 سوم هاشم بن عتبه بن ابى وقّاص ملقّب به مرقال رحمة الله تعالى كه از فرماندهان و از ياران شجاع امير المؤمنين صلوات الله عليه بود و در جنگ صفين در ركاب آن حضرت شهيد شد ، او پسر عموى سعد بن ابى وقاص است ، كه مقدارى از شرح حالش خواهد آمد ، در خ 68 98 آمده كه چون خبر شهادت محمد بن ابى بكر به حضرت رسيد فرمود : « و قد اردت توليد مصر هاشم بن عتبة و لو وليتّه ايّاها لما خلّى لهم العرصة و لا انهزهم الفرصة بلا ذمّ لمحمّد بن ابى بكر و لقد كان الىّ حبيبا و كان لى ربيبا » . يعنى در نظر داشتم كه حكومت مصر را به هاشم بن عتبة بدهم و اگر او را والى مى كردم به شورشيان و لشكريان عمرو بن عاص عرضه خالى نمى كرد و فرصت را براى آنها غنيمت نمى گردانيد بى آنكه در اينجا توبيخى براى محمد بن ابى بكر باشد او براى من محبوب و پروردهء من ( فرزندم ) بود ، گويند محمد رضوان الله عليه در اثر كمى يارانش فرار كرد و عرصه براى دشمن خالى ماند ، بعد برگشت و او را گرفته و شهيد كردند . حضرت در اينجا شهيد محمد بن ابى بكر را معذور دانسته و هاشم بن عتبه را تعريف كرده است . هاشم به وقت رفتن به جنگ شتاب مى كرد لذا او را « مرقال » لقب دادند ، او پرچمدار حضرت در صفّين بود يك چشمش در جنگ « يرموك » از دست رفته بود و او فاتح « جلولا » است كه آن را فتح الفتوح گفتند سبط ابن جوزى در تذكره گويد : هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص و عمّار ياسر در يك روز شهيد شدند على عليه السلام در شهادت هر دو گريست و بر آن دو نماز خوان ، هاشم را اوّل به طرف قبله گذاشت و عمّار را بعد از آن قرار داد و آنها را غسل نداد و با همان لباسها و خونهايشان دفن كرد ، ابن ابى الحديد شرح حال او و پسرش عبد الله را در شرح « نهج » آورده است . ( از تحفة الاحباب - هاشم ) .